محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
246
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
است ( 3 ) » و آيهء « با اهل كتاب جز با بهترين شيوه ، سخن مگوييد ( 4 ) » ، هيچ يك از ترسايان را نبايد ناخواسته ، به پذيرفتن اسلام وادار سازند . شما در هر جا كه باشيد ، از كسى آزارى نخواهيد ديد . هر كس اين پيمان را نپذيرد ، بىگمان ، سوگند و پيمان خدا و پيامبر او را ناديده گرفته و در برابر زنهار پروردگار و پيمانى كه به موجب آن ، ريختن خون ترسايان حرام گشته است ، و نيز به دليل نيكخواهى و درستكارى و هوادارى ايشان از اسلام ، بدان شايستگى رسيدهاند كه مسلمانان وظيفه دارند ايشان را از هر گزندى دور دارند ، به ستيز برخاسته است . ( 1 ) من بر ترسايان شروطى نهادهام كه بر پايهء آنها ، هيچ كس از آنان نبايد در آشكار و نهان ، به زيان مسلمانان ، براى هيچ يك از دشمنان اسلام جاسوسى كند . ايشان هيچ يك از دشمنان اسلام را نبايد در خانهء خود پناه دهند ، تا وجود آنان ، جايگاه فرصت و پايگاه يورش براى دشمنان اسلام گردد . نيز نبايد با عاريت دادن سلاح ، اسب و نيروى انسانى ، به هيچ يك از كسانى كه با اسلام در ستيزند ، يارى دهند . ايشان نبايد هيچ يك از دشمنان را راهنمايى كنند و با آنان نامهنگارى نمايند . هرگاه مسلمانان را به پنهان ساختن يكى از افراد خويش در نزد آنان و در خانههاى ايشان نياز افتد ، وظيفه دارند كه به اين كار تن در دهند و دشمن را از جايگاه وى آگاه نسازند ( 5 ) . تا آنگاه كه مسلمانان نزد آنان هستند ، از يارى ايشان دريغ نورزند . نيز ايشان نبايد هيچ يك از شرطهاى پذيرفته را ناديده گيرند . هر كس شرطى از شرطهاى ياد شده را فرو گذارد و به چيزى جز آن روى آورد ، بىگمان از پناه خدا و تعهد فرستادهء وى بيزار گشته است . اينان - هر جا كه باشند - به انجام دادن پيمانها و تعهدهايى كه دانشوران و راهبان و مسيحيان بدانها تن در دادهاند ، ملزم هستند و بايد بر سختترين سوگندى كه خداوند در راه پايدارى پيمبران بر پيمانهاى خويش از آنان خواسته است ، پافشارى كنند . بر من است كه نسبت به آنچه در جهت سود ترسايان پذيرفتهام ، استوار مانم . نيز بر مسلمانان است كه پيمان ياد شده را به كار گيرند ؛ زيرا كه ايشان به آن دست يافته و از محتواى آن ، آگاه گشتهاند . عثمان بن عفّان و مغيرة بن شعبه ، در سال هفدهم هجرى بر آن گواه گشتند . 1 . شمامسة : مفرد آن شمّاس است و واژهاى است سريانى كه به معنى يكى از پيشوايان مسيحى است كه ميانه سر خود را مىتراشد و پيوسته در خدمت كليسا است ( لسان ، 6 / 214 ؛ المنجد « شمس » ) . - م . 2 . در متن ، « أرجلكم ( كذا ) » آمده است كه با سياق پيماننامه هماهنگى ندارد . - م . 3 . بقره ، 256 . 4 . عنكبوت ، 46 . 5 . متن « لا يظهروا » ، أظهرنا اللّه على الأمر : أطلع ، يعنى خداوند ما را بر آن كار آگاه ساخت . ( لسان ، 4 / 526 ) . - م .